چارلز داروین (Charles Robert Darwin, 1809-1882) نویسنده، طبیعت‌شناس و جغرافی‌دان بریتانیایی، به خاطر اظهار نظرش مبنی‌بر «پیدایش انسان از نسل میمون‌ها» در سال 1859 که در کتاب «آغاز گونه‌ها به وسیلهٔ انتخاب طبیعی» (The Origin of Species by Means of Natural Selection) مطرح شد، مشهور شد. درست است؟

خوب، نه خیلی. امروز صبح وقتی کتاب او را، که باید بگویم بسیار ریز چاپ شده بود، به همراه کتاب «تبار انسان» (The Descent of Man) داروین (چاپ اول: 1871) تمام کردم، آن کلمات و عبارت را در مجموعاً 924 صفحه‌اش پیدا نکردم.

قسمتی از بیوگرافی داروین از ویکی‌پدیا را در زیر می‌بینید:

«چارلز رابرت داروین (Charles Robert Darwin) زادهٔ ۱۲ فوریه ۱۸۰۹ – درگذشتهٔ ۱۹ آوریل (1882) زیست‌شناس بریتانیایی و واضع نظریه فرگشت است. از آثار او می‌توان خاستگاه گونه‌ها یا «منشأ انواع» (۱۸۵۹) و تبار انسان و انتخاب طبیعی در ارتباط با جنسیت (1871) را نام برد. او از اعضای انجمن سلطنتی بریتانیا بود. از کتاب او با نام کامل «خاستگاه گونه‌ها به وسیله انتخاب طبیعی» به عنوان یکی از مهم‌ترین کتاب‌های دنیا یاد می‌شود. … پژوهش‌های داروین به آرامی پیش می‌رفت. در سال ۱۸۴۲ مقاله خلاصه‌ای از نظریه‌اش تألیف کرد و در سال ۱۸۴۴ رساله‌ای ۲۴۰ صفحه‌ای درباره انتخاب طبیعی نوشت. با وجود اصرار دوستان، وی همچنان در انتشار گسترده نظریاتش مردّد بود و نتایج تحقیقات خود را فقط با برخی همکاران نزدیکش همچون چارلز لایل و جوزف دالتون هوکر در میان می‌گذاشت؛ اما دریافت نامه‌ای در ژوئن ۱۸۵۸ داروین را واداشت تا تردیدهایش را کنار بگذارد. نویسنده نامه زیست‌شناس جوانی بود به نام آلفرد راسل والاس که در بورنئو کار می‌کرد. او نیز درباره فرگشت به همان اندیشه‌های داروین رسیده بود. داروین ظرف دو هفته مقاله‌ای تهیه کرد و همراه با مقاله والاس به «انجمن علمی لینیان» (Linnean Society of London) فرستاد. دوستانش ترتیبی دادند که هر دو مقاله با هم عرضه شود، اما همراه با مدارکی که حق تقدم داروین را ثابت کند. داروین که اراده‌اش بر اثر آگاهی از وجود رقابت برانگیخته شده بود، پس از ارائه مقاله شروع به نوشتن کتابی کرد با عنوان «پیرامون آغاز گونه‌ها به وسیله انتخاب طبیعی یا بقای نژادهای اصلح در تنازع برای بقا». در این کتاب که بعدها به عنوان «آغاز گونه‌ها» مشهور شد، وی کوشید نظریه فرگشت به وسیله انتخاب طبیعی را توضیح دهد و مدارک علمی برای آن ارائه کند.»

داروین، از طریق مشاهدات دقیق خود از گیاهان، حیوانات و قبایل انسان و با استناد به سایر تحقیقات، بر مفهوم علمی کنونی «دگردیسی» برای اشاره به گونه‌هایی که از طریق پیوند‌زنی، تغییرات بیولوژیکی داشته اند، فائق آمد. دانشمندان آن دوره باید اصطلاحاتی را برای توصیف نظریات و تئوری‌هایشان اختراع می‌کردند و بعد از انتشار «آغاز گونه‌ها» – وچندین مباحثه سخت- اصطلاح «فرگشت» یا تکامل تدریجی وضع شد. در سال 1870 این اصطلاح مورد پذیرش جامعه علمی و  بخش زیادی از عامه مردم واقع شد. امروزه علم، به شکل پیشرفته‌تر، اتفاق نظر گسترده‌ای را ایجاد کرده است و انتخاب طبیعی به عنوان مکانیزم اصلی تکامل شناخته شده است.

با خواندن کتاب‌های داروین می‌توانید ببینید که او در طول زندگی‌اش یک مشاهده گر، ثبت کننده و ترکیب کننده ماهر این نظریه‌های مهم شد. به طوری که «منشاء انواع» 374 صفحه دارد، همراه با 12 صفحه واژه نامه، «تبار انسان» حداقل در نسخه بدون تاریخ من، در سه بخش مجزا با حجم تقریبی 534 صفحه و یادداشت‌های تکمیلی نوشته شده است. خواندنشان ممکن است کمی خسته کننده به نظر برسد، در عین حال هر صفحه یک کشف و یک بینش جدید به دست می‌دهد و مهم‌تر از هر چیز، پایه و اساسی است برای بینش‌ها و عقاید بعدی.

«تبار انسان» تأثیر بسیار بیشتری از «منشاء انواع» بر علم، مخصوصاً در توصیف تاریخ تکاملی بشر، داشته است. داروین به همه شباهت‌های انسان به حیوان اشاره کرده است، حتی به موهای کرک مانند در برخی از ما انسان‌ها که بقایای پوشش بسیار زخیم‌تر انسان در گذشته است. او جفت‌گیری، تولد، استخوان‌ها و حواس انسان را توصیف کرده و آنها را به دقت با تمام پستانداران مقایسه کرده است. در پایان می‌نویسد:

انسان با تمام ویژگی‌های اصیل خود، با همدردی‌ای که نسبت به خوارترین افراد احساس می‌کند، با خیرخواهی و سخاوتی که نه تنها برای دیگر انسان‌ها، بلکه برای پست‌ترین موجودات زنده هم برانگیخته می شود، با عقل خدامانندش که در حرکات و قوانین منظومه شمسی نفوذ کرده است، با تمام این قدرت‌های متعالی، انسان هنوز در قالب بدن خود که مهر پاک نشدنی مبدأ پست اوست، قرار دارد. – تبار، ص 405 (ترجمه نگارنده)

در ادامه او به بیان یک واقعیت مهم می پردازد که من و بسیاری از دین‌داران دیگر از همان ابتدای داستان خلقت آدم و حوا با آن موافقیم: اگر تمام نژاد‌های بشر را به عنوان تشکیل دهنده یک گونه‌ واحد در نظر بگیریم، محدوده آن بسیار عظیم است. – (ترجمه نگارنده). این نظر یعنی وحدت و یگانگی اساس نوع بشر، در اصل از تعالیم بهائی سرچشمه می‌گیرد که چند سال قبل از نوشته‌های داروین آمده است.

بنابراین اگر مایلید درباره نظریه داروین بدانید، من کتاب «تبار انسان» را که برای خواندن درمورد تکامل انسان کتاب بهتری است، توصیه می‌کنم. ممکن است به این سوال قدیمی که «آیا داروین می‌گوید ما انسان‌ها از نسل میمون هستیم؟» پاسخی ندهد، اما به‌طورقطع، نقش مهمی در پایه‌گذاری علم نظریه تکاملی دارد. داروین در صفحه 895 «تبار انسان» می‌نویسد: انسان، همان‌طور که من سعی کرده‌ام نشان دهم، قطعاً از موجودی میمون مانند به وجود آمده است. – (ترجمه نگارنده). که بر اساس آخرین کشفیات مربوط به انسان شناسی، منطقی به نظر می‌آید. بر اساس آنچه که امروزه می‌دانیم، با شناخت فیزیکی از استخوان‌های انسان پیش از نئاندرتال (pre-Neanderthal)، نئاندرتال (انسان اولیه) و انسان کرومانیون (Cro-Magnon Man، انسان ماقبلِ تاریخ)، درخت تکامل انسان شاخه‌های بسیاری دارد و برخی از آنها هنوز نیازمند کشف شدن هستند.

بهائیان معتقدند که علم و دین موافق یکدیگرند. بنابراین تعالیم بهائی دیدگاهی منحصر به فرد و علم دوست درباره تکامل بشر دارد. آنها معتقدند، گر چه موجودات بشری، قطعاً زمانی شکل موجودی میمون‌مانند را گرفته‌اند، خصوصیت منحصر به فرد ما، میراث ما و سرنوشت روحانی ما خیلی بیشتر از هر حیوانی دارای ارزش و اهمیت است؛ چه اکنون و چه در گذشته‌های دور. حضرت عبدالبهاء در کتاب مفاوضات اشاره می‌کنند که تکامل تدریجی بشر قطعاً اتفاق افتاده است، اما به این صورت که انسان همواره انسان بوده است:

«… نطفۀ انسان احوالات مختلفه پيدا کند و درجات متعدّده قطع نمايد، تا اينکه بصورت فتبارک الله احسن الخالقين رسيده آثار رشد و بلوغ در آن نمايان گردد. بهمچنين در بدو وجود انسان در اين کرۀ ارض از بدايت تا باين هيأت و شمايل و حالت رسيده، لابد مدّتى طول کشيده درجاتى طى کرده تا باين حالت رسيده، ولى از بدو وجودش نوع ممتاز بوده است …» (حضرت عبدالبهاء، مفاوضات، صص 139-140)

نظرها و دیدگاه های ارائه شده در این مقاله، مربوط به نویسنده است و لزوما منعکس کننده دیدگاه سایت BahaiTeachings.org یا هر موسسه بهائی دیگری نیست.
شاید این مقالات را نیز دوست داشته باشید 

٠ Comments

characters remaining