برخی از خصیصه‌های خوب را نمی‌توان مستقیماً به دست آورد، مگر از طریق غیر مستقیم و با انجام کارهای نیک. اما بعضی ویژگی های روحانی دیگر را می‌توان به صورت فعالانه گسترش داد و یا حتی برای آن دعا کرد. یکی از این ویژگی های مادی و معنوی، «استقلال و انقطاع» است.

در تقویم بهایی، روز جمعه، به اسم «روز استقلال» نامگذاری شده است. در اینجا قسمتی از یک مناجات بهایی در مورد استقلال و انقطاع را می‌بینید:

    «منقطع شو از ما سوی اللّه و مستغنی شو به خدا از مادون او  … و كفايت اللّه را موهوم تصوّر ننموده كه آن ايمان تو است در هر ظهوری به مظهر آن ظهور و آن ايمان تو را كفايت‏ ميكند از كلّ ما علی الارض و كلّ ما علی الأرض تو را كفايت نميكند از ايمان، اگر مؤمن  نباشی، شجره حقيقت امر بِه افناء تو ميكند و اگر مؤمن باشی، كفايت ميكند تو را از كلّ ما علی الارض اگر چه مالك شيئ نباشی …»  (حضرت باب، منتخبات آیات از آثار حضرت نقطه اولی، صص 88-87)

دعایی دیگر در مورد استقلال و انقطاع:

    «اگر اليوم نفسی تارک باشد جميع اعمال را و عارف به حقّ باشد، اميد نجات از برايش باقی، ولکن اگر نعوذ ُبالله از حقّ محتجب باشد و به تمام اعمال مشغول، مفرّی از برای او نه؛ و عند الله از اهل سجّين و نفی و نار مذکور …  بشنو نغمات قدس صمدانی را تا از استماع آن روح القدس در قلبت مبعوث شود و روح الامين در صدرت ناطق گردد و چون به اين مقام فائز شوی، از عالم و عالميان منقطع گردی و به مقرّ اَعزّ اعلی و منظر قدس ابهی متصاعد شوی و به مقام اِعرفو الله باللّه که منتهی وطن عارفين و منتهی مقصد مقرّبين است فائز شوی. در اين مقام حجّتی جز نفس دوست نبينی و برهانی جز جمال محبوب نخواهی؛ ظهورش را دليل بر وجودش دانی و طلوعش را مُدلّ بر نفسش مشاهده نمائی و جميع ممکنات را در قبضه قدرتش چون کَفّ طين بينی و تمام موجودات را در يَدِ قدرتش مقدور و محدود ملاحظه کنی» (حضرت بهاءالله، آیات الهی، جلد2، صص253-252)

«منقطع شو از کل آنچه ما بين عباد مشهور است و به جناحين انقطاع به سماء قدس ابهی طائر شو» (حضرت بهاءالله، مجموعه الواح مبارکه چاپ مصر، ص145)

معمولا فکر می‌کنیم، استقلال، نوعی اعتماد به نفس است. مفهوم استقلال در آموزه های بهایی، همان طور که در دو مناجات بالا می‌بینید، به معنی توکل بر خداوند است.

کلید رسیدن به استقلال روحانی، جدا شدن از ماده گرایی و ظواهر و جاذبه های زودگذر این دنیا است. تجملات این دنیا، اغوا کننده است و انسان را به دام می‌اندازد.

این بدان معنی نیست که خود را از لذت بردن از چیزهای خوب زندگی محروم کنیم. اما همانطور که حضرت عبدالبهاء توصیه نموده‌اند، لذت بردن از چیزهای خوب این زندگی، باید در حد تعادل باشد:

    «در عالم امکان، حيات و نجات هر شیء از اعتدال و حرکت به موقع است و ممات و هلاکش تجاوز از حدّ اعتدال و عمل به غير موقع . هر امر ممدوح و گفتار و کردار مفيدی چون از اعتدال و موقع تجاوز کند، قبيح و مضرّ گردد» (حضرت عبدالبهاء، بدایع الآثار، جلد2، ص 338)

«دُرّ دانه تا در آغوش صدفست درخشندگی و لطافتش مجهول. همچنين گوهر درخشنده هدايت کبری تا در آغوش صدف دنياست، مبهم و مستور و مکنون. دُردانه وقتی رونق بازار گردد که از حبس صدف آزاد شود. … پس شما به ستايش و نيايش خداوند آفرينش پردازيد که چنين لئآلی بهره و نصيب شد و چنين درّ شاهواری زيب و زينت صدور گشت» (حضرت عبدالبهاء، مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد3، ص 473)

احتمالا این اصطلاح را شنیده اید: «مثل مرواریدی که در صدف قرار گرفته باشد»، حال این اصطلاح را با بیان بالا مقایسه کنید. اگر مروارید را پنهان کنیم، زیبایی ذاتی آن هم پنهان می‌شود. در اینجا، حضرت عبدالبهاء، فرد روحانی را به مروارید و امور زودگذر دنیوی را به صدف، تشبیه نموده‌اند.  صدف می‌تواند با احاطه کردن مروارید، درخشش و زیبایی آن را پنهان سازد.

یک بهایی تلاش می‌کند که هم در برابر مادیات و هم معنویات، استقلال داشته باشد. برای مثال بیایید استقلال مالی را در نظر بگیریم. کسانی که به اندازۀ کافی خوش شانس بوده اند و توانسته اند خانه‌ای به طور مستقل برای خود داشته باشند، در واقع در این زمانه، به نقطۀ عطف و شایسته ای از استقلال مالی رسیده اند. این افراد احتمالا در اواخر عمر و در زمان بازنشستگی، از نظر استقلال مالی، اطمینان خاطر خواهند داشت.

اما هدف اصلی زندگی، رسیدن به استقلال مالی و کسب درآمد و امرار معاش نیست – اگرچه، این موضوع هم بخش مهم و ضروری از زندگی فرد است. ما باید با توجه به وظیفۀ خود، که تبدیل این جهان به مکانی بهتراست، از چیزهای خوب زندگی بهره مند شویم.

به عنوان مثال، تنها از طریق استقلال است که ما حقیقتا می‌توانیم به کسانی که در وضع وخیمی از فقر، جهل، حرص، افسردگی و غیره هستند، کمک کنیم تا آنها دوباره روی پای خود بایستند و بتوانند زندگی پرباری داشته و در این فرآیند، مقام و منزلت خود را باز یابند.

به عبارت دیگر، با داشتن استقلال معنوی می‌توان به دیگران کمک کرد تا آنها نیز هم به استقلال مادی و هم به استقلال معنوی برسند.

گفتنش آسان و انجام دادنش سخت است. مگر اینکه فرد ثروتمند، به فرد نیکوکار تبدیل شود. مردم، به طور متوسط، حقیقتا چیز مادی اضافه‌ای ندارند. بنابراین، بهتر کردن دنیای اطراف ما به این معنی است که هر کاری که می‌توانیم در این راه انجام دهیم و نیازهای دیگران را نسبت به تجملات زندگی خود، در اولویت قرار دهیم و از هر راهی که می‌توانیم این کار متفاوت را به ثمر برسانیم.

انجام این کار به صورت گروهی، به مراتب آسان تر از انجام آن به صورت فردی و جداگانه است.

بهاییان در سراسر جهان، در هر محلی گروه هایی را سازماندهی می‌کنند. این گروه ها به نام «حلقه های مطالعه» خوانده می‌شود وشامل آموزش‌های روحانی و انجام پروژۀ خدمتی به صورت گروهی می‌باشد.

درست است، بهبود محله ها در کشورهای درحال توسعه، نسبت به کشورهای توسعه یافته بسیار راحت تر است و دلیل آن بسیار ساده می‌باشد، چرا که حداقل جایی که من زندگی می‌کنم یعنی پیتسبورگ، پنسیلوانیا ((Pittsburgh, Pennsylvania، متاسفانه، همسایۀ خوب کسی است که فکرو ذهنش فقط و فقط به کار خودش باشد.

اغلب، بهاییان، پروژه های خدمات اجتماعی را در هر کجا که لازم باشد، در مقیاس کوچک، سازماندهی می‌کنند و همچنین با سازمانهای دیگری که در این مسیر تلاش می‌کنند نیز ارتباط برقرار می‌کنند تا بتوانند در سطح شهر تاثیرگذار باشند.

هر کار خوبی برای انجام دادن، ممکن است کار آسانی نباشد، اما تلاشها در نهایت به ثمر خواهد رسید:

«از عالم و عالمیان منقطع شو و در ظل رحمتش مأوی گیر» (حضرت بهاءالله، اقتدارات و چند لوح دیگر، ص 179)

بنابراین تلاش کنید تا هر جمعه را در زندگی خود به روز استقلال و انقطاع تبدیل کنید.

نظرها و دیدگاه های ارائه شده در این مقاله، مربوط به نویسنده است و لزوما منعکس کننده دیدگاه سایت BahaiTeachings.org یا هر موسسه بهائی دیگری نیست.
شاید این مقالات را نیز دوست داشته باشید 

٠ Comments

characters remaining