هدف اصلی دیانت بهایی وحدت جهان است. این موضوع، رویای جدید بهاییان نیست، بلکه مستقیماً از جانب حضرت بهاءالله آمده است:

«لابدّ بر اينست مجمع بزرگی در ارض برپا شود و ملوک و سلاطين در آن مجمع مفاوضه در صلح اکبر نمايند و آن اينست که دول عظيمه برای آسايش عالم به صلح محکم متشبّث شوند و اگر مَلِکی بر ملکی برخيزد، جميع متّفقاً بر منع قيام نمايند… اينست سبب آسايش دولت و رعيّت و مملکت. انشاءاللّه ملوک و سلاطين که مرايای اسم عزيز الهيند، به اين مقام فائز شوند و عالم را از سطوت ظلم محفوظ دارند» (حضرت بهاءالله، منتخباتی از آثار حضرت بهاءالله، صص160-159)

حضرت بهاالله، در نیمۀ دوم قرن نوزدهم، نامه‌ها و الواحی به پادشاهان و حاکمان جهان فرستادند و به آنها هشدار دادند که دست از ظلم، جنگ، برده‌داری و گرفتن مالیات بیش‌از حد بردارند. ایشان یک فرمان جدید الهی برای رسیدن به صلح را به حاکمان جهان، فرستادند و به آنها فرمودند که باید تسلیحات خود را کنار گذارند و اختلافات میان خود را حل و فصل کرده و وحدت را میان ملت‌ها تاسیس نمایند.

اما آن حاکمان به اختلافات خود ادامه دادند. و خیلی زود، پس از صعود حضرت بهاالله، همان‌طور که در آثار بهایی پیشبینی شده بود، جهان به دو جنگ ویرانگر مبتلا شد. حضرت عبدالبهاء فرمودند، تنها راه رهایی از آن حمام خون، ایجاد وحدت است:

«شش هزار سال است که عالم انسانی راحت نيافته و سبب عدم راحتش اين تعصّبات است و تا تعصّب باقی جنگ باقی بغض باقی عداوت باقی اذيّت باقی و اگر بخواهيم عالم انسانی راحت باشد جميع اين تعصّبات را بايد بريزيم و الّا ممکن نيست که آسايش يابد» (حضرت عبدالبهاء، خطابات حضرت عبدالبهاء، جلد2، صص 148-147)

«شش هزار سالست که تاريخ از عالم انسانی خبر ميدهد. در اين مدّت شش هزار سال عالم انسانی از حرب و ضرب و قتل و خونخواری فارغ نشد. در هر زمانی در اقليمی جنگ بود و اين جنگ يا منبعث از تعصّب دينی بود و يا منبعث از تعصّب جنسی و يا منبعث از تعصّب سياسی و يا منبعث از تعصّب وطنی. … جميع تعصّبات هادم بنيان انسانيست و تا اين تعصّبات موجود، منازعه بقا مستولی و خونخواری و درندگی مستمرّ. پس عالم انسانی از ظلمات طبيعت جز به ترک تعصّب و اخلاق ملکوتی نجات نيابد و روشن نگردد» (حضرت عبدالبهاء، مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد3، ص 104)

برای رسیدن به آن وحدت و اتمام جنگ به صورت کامل، دیانت بهایی یک طرح بسیار قطعی و دقیق برای صلح دارد. بهاییان در سراسر جهان، طرفدار این طرح هستند و از نظرگاهی که ما را به سوی صلح هدایت می‌کند، حمایت می‌نمایند. حضرت شوقی افندی، ولی امر دیانت بهایی، به زیبایی امید و اطمینان بهاییان را از طرح صلحی که توسعه می‌یابد، تشریح می‌فرمایند:

«مقتضای زمان چنين است که يک حکومت اعلای جهانی ايجاد شود که در ظلّ آن تمام ملل عالم به طيب خاطر از داشتن حقوق و اختياراتی از قبيل حقّ اعلان جنگ و حقّ وضع بعضی ماليات‌ها و کلّيّهء حقوق مربوط به تسليحات صرفنظر نمايند. چنين حکومتی جهانی دارای يک قوّهء مجريهء بين المللی خواهد بود که قدرت نهائی و بلامنازع خويش را بر هر عضو متمرّد و طاغی آن اتّحاديّهء جهانی به کار خواهد بست. همچنين يک پارلمان جهانی خواهد داشت که انتخاب اعضايش با مردم هر کشور و با تأييد هر دولت خواهد بود. و نيز يک محکمهء کبرای بين المللی به وجود خواهد آمد که حکمش قاطع و بر همهء ممالک روا خواهد بود. حتّی کشورهائی که مايل نباشند که قضايايشان به آن محکمه ارجاع گردد، باز مجبور بر اطاعت از حکم صادره‌اش خواهند بود.  در چنين جامعهء جهانی، جميع موانع اقتصادی به کلّی از ميان خواهد رفت. سرمايه و کار عواملی لازم و ملزوم يکديگر به شمار خواهد آمد. تعصّبات و منازعات مذهبی به کلّی فراموش و آتش عداوتهای نژادی تا ابد خاموش خواهد شد. يک مجموعه از قوانين بين المللی که محصول مشاورات نمايندگان پارلمان بين المللی است تدوين خواهد گشت که ضامن اجرايش واحدهای نيروی اتّحاديّهء جهانی خواهند بود. و بالاخره يک وطن پرستی کاذب و جنگاور به يک جهان دوستی و نوع پرستی تبديل خواهد شد. اينها است رئوس کلّی و برجستهء نظمی که حضرت بهاءاللّه پيش‌بينی و تدبير فرموده و اعلی ثمرهء عصری است که به تدريج رو ببلوغ نهاده است» (حضرت شوقی ربانی، نظم جهانی بهائی، صص 55-54)

نظرها و دیدگاه های ارائه شده در این مقاله، مربوط به نویسنده است و لزوما منعکس کننده دیدگاه سایت BahaiTeachings.org یا هر موسسه بهائی دیگری نیست.

٠ Comments

characters remaining