در روز مادر، درحالی که سال‌ها از سفر روحانی مادرم به جهان بعد می‌گذرد، برای پیشرفت روح عزیز او دعا می‌خوانم.

همه او را پگ (Peg) صدا می‌زدند، اما نام واقعی او مری مارگارت جِیمیسون (Mary Margaret Jamison) بود. پگ زندگی سختی داشت. او در خانواده‌ای با هشت فرزند بزرگ شده بود و همیشه از طرف مادر الکلیش، مورد آزار و اذیت قرار می‌گرفت و با این‌که خودش دختر کوچکی بود، اما مجبور بود کارهای مربوط به خواهر و برادران کوچکترش را انجام دهد. در نهایت در سن 20 سالگی، با پدرم از خانه فرار کرد.

Mary Margaret Jamison Langness
مری مارگارت جِیمیسون لَنگنِس

از آن زمان و همان‌طور که خودش اعتراف می‌کرد، همیشه مثل یک دختر 12-13 ساله، عاشق بود. پدرم که افسر نیروی دریایی بود و در جنگ جهانی دوم به شدت آسیب دیده بود، عاشق مادرم بود اما در حقیقت هیچ ایده‌ای برای خوشحال کردن او نداشت. او در دبیرستان بسیار با استعداد بود اما در آن زمان، زنان به ندرت به دانشگاه می‌رفتند و پدر و مادر او نیز معتقد بودند که تنها فرزندان پسرشان، لایق داشتن تحصیلات عالیه هستند.

او بیشتر از هرچیزی، به علم و دانش علاقه داشت، اما در عوض، فرزندانش نصیبش شدند. در طول نه سال، هفت مرتبه باردار شد. او یکی از فرزندانش را به دلیل سقط و یکی دیگر را متاسفانه سه روز پس از تولدش از دست داد. پنج فرزند برایش باقی ماندند.

مادرم به نحوی اسرار آمیز، همۀ سختی هایی را که در دوران کودکی و بزرگ‌سالی خود تحمل کرده بود، به عشق به فرزندانش تبدیل می‌کرد. امروز من از آن معجزه در عجب هستم. نمی‌دانم او چگونه این کار را می‌کرد اما همیشه خداوند را شاکرم که روح مادرم را آن‌قدر سخاوتمند آفرید که چنین رفتاری را ممکن می‌ساخت. به جای آن‌که الگوهای تربیتی و سوء رفتارهایی که خود تجربه کرده بود را به نسل بعد منتقل سازد، او با درایت، کودکان خود را با عشق، احترام و برابری بزرگ کرد. او دلسوز، مهربان و هوشمند بود و دخترانش را با همان توجه و احترامی که برای پسرانش قائل بود، بزرگ کرد. همیشه اصرار داشت که فرزندانش از آموزش و تحصیلات خوب برخوردار شوند. او به برابری زنان و مردان اعتقاد داشت و آن را در رفتار خود نمایان می‌ساخت.

بنابراین به جای پیروی از راه اکثر پدرمادرها، و به جای آن‌که دقیقا همان‌طور که پدر و مادرش رفتار می‌کردند، او نیز فرزندانش را همان‌طور بزرگ کند، او برای سرپرستی از کودکانش تفکر و تلاش بسیار زیادی مبذول داشت. او شیوۀ پدر و مادر خود را کنار گذاشت و آگاهانه تلاش کرد تا چیزهایی که خود تجربه کرده بود را اصلاح کند. او آگاهانه به دنبال مطالعه و استفاده از جدیدترین مشاوره‌های مخصوص والدین بود. برای مثال، او هدایت‌های دکتر اسپاک (Dr. Spock) را برای پدرمادرها، بسیار دوست داشت و سرسختانه آن‌ها را به کار می‌بست. او می‌خواست که کودکانش در خوشحالی بزرگ شوند و درد و رنجی را که او متحمل شده بود، تجربه نکنند.

Mary-Langness       به غیر از آشپزی، تمیزکاری و نگه داری از ما پنج نفر، کار دیگری که باعث خوشحالی مادرم می‌شد، مطالعه بود. انگار او با مطالعه، آموزشی را که زمانی طولانی به دلیل جنسیتش از آن محروم بود بازمی‌یافت. او خانۀ ما را پر از کتاب کرده بود. برای یادگیری ما را نیز به چالش می‌کشید. همیشه دوستانش می‌گفتند که او باهوش‌ترین فرد در میان آنان است، چرا که او همیشه برای آموزش خود تلاش می‌کرد و مطالبی را می‌دانست که دوستانش به ندرت از آنها آگاهی داشتند. او در علم و دانش سرآمد بود، اما همواره فروتنی و مهربانی خود را نیز حفظ می‌کرد. وقتی کودک بودیم، دوستانمان همیشه برای بازی به خانۀ ما می‌آمدند و پگ نه تنها آنها را رد نمی‌کرد بلکه کودکان را مثل انسان‌های کامل، لایق عشق و احترام می‌دانست.

شاید یکی از چیزهایی که همیشه من را متعجب می‌کرد این بود که چرا هر پنج فرزند او، برای کشف معنای زندگی، به طور گسترده تحقیق کردند و در نهایت بهایی شدند؟ مادرم هرگز به طور رسمی وارد جامعۀ بهایی نشده بود، اما همیشه حضرت بهاءالله و آموزه‌های او را دوست داشت چرا که تاثیر آن را بر فرزندانش دیده بود.

وقتی که به گذشته و به کودکیم نگاه می‌اندازم، می‌دانم که من و خواهرها و برادرهایم به دلیل ارزش و عشقی که مادرم برای بزرگ کردن ما صرف کرده بود، امروز بهایی شده‌ایم. او به ما آموخت که با ذهنی باز بیندیشیم، عادل باشیم، به همۀ مردم احترام بگذاریم، پیش از آنکه به خواسته‌های خود توجه کنیم، ببینیم دیگران چه نیازهایی دارند، برای کمک به افراد شکست خورده بجنگیم، تلاش کنیم که هرگز منبع درد و رنج کسی نباشیم. او نمونه‌ای از آموزه‌های بهایی بود، با اینکه خودش هم به این موضوع آگاه نبود.

این آموزه‌ها جهانیان را برای آموزش خانم‌ها فراخوانده است، چرا که آنان مادران نسل‌های بعدی هستند:

«مدرسه بنات اهم از مدرسه ذکور است. زیرا دوشیزگان این قرن مجید باید نهایت اطلاع از علوم و معارف و صنایع و بدایع این قرن عظیم داشته باشند تا به تربیت اطفال پردازند و کودکان خویش را از صغر سن تربیت به کمال نمایند و اگر مادر چنانکه باید و شاید حائز فضائل انسانی باشد، اطفال مانند فرشتگان در نهایت کمال و جمال و آداب، پرورش یابند» (حضرت عبدالبهاء، مجموعه آثار مبارکه درباره تربیت بهائی، ص57)

«تربیت و تعلیم بنات اهم ترین امور است. زیرا این دختران وقتی مادران گردند و اول مربی اطفال، امهاتند. اطفال را هر قسم تربیت نمائید، نشو نما کنند و مادام الحیات آن تربیت تاثیرش باقی و تبدیل و تغییر بسیار مشکل. مادر بی تربیت و نادان، چگونه تربیت و تعلیم اطفال نماید؟ پس معلوم شد که تربیت دختران اعظم و اهم از پسران است. این کیفیت بسیار اهمیت دارد و باید نهایت همت و غیرت را مبذول داشت» (همان، ص60)

بله، لازم است که زنان از همۀ مزایای ممکن بهره‌مند شوند تا برای انجام وظیفۀ مادری تجهیز شوند. مادرم از آن مزایا بهره‌مند نبود، اما در تمام عمر برای دست‌یابی به آنها جنگید. پس در روز مادر، من سخت مشغول قدردانی از مادرم –مری مارگارت جیمیسون لَنگنِس (Langness) – هستم، برای محبت بی‌اندازه، توجه، قلب پر مهر او و تلاش او برای شاد کردن دیگران. من از او ممنونم که همۀ تلاشش را برای آگاهی و آموزش بیشتر انجام داد و آن عشق و یادگیری ها را به فرزندانش منتقل کرد.

آموزه‌های بهایی از همۀ ما می‌خواهد که قدردان فداکاری‌های پدر و مادرهایمان باشیم. امروز، در روز مادر، ممکن است بخواهید این سپاسگذاری را چه به صورت فردی و چه در دعاهایتان، در نظر بگیرید:

«اعظم از کلّ بعد از توحيد باری جَلَّ و عَزَّ مراعات حقوق والدين است» (حضرت بهاءالله، امروخلق، جلد3، ص56)

«پدر و مادر نهايت تعب و مشقّت بجهت اولاد کشند و اکثر چون بسنّ رشد رسند پدر و مادر بجهان ديگر شتابند. نادراً واقع که پدر و مادر در مقابل مشقّات و زحمات خويش در دنيا مکافات از اولاد بينند. پس بايد اولاد در مقابل مشقّات و زحمات پدر و مادر خيرات و مبرّات نمايند و طلب عفو و غفران کنند. مثلاً شما در مقابل محبّت و مهربانی پدر بايد بجهت او انفاق بر فقراء نمائيد و در کمال تضرّع و ابتهال طلب عفو و غفران کنيد و رحمت کبری خواهيد» (حضرت عبدالبها، مفاوضات، ص175 )

نظرها و دیدگاه های ارائه شده در این مقاله، مربوط به نویسنده است و لزوما منعکس کننده دیدگاه سایت BahaiTeachings.org یا هر موسسه بهائی دیگری نیست.

٠ Comments

characters remaining