برای سوّمین بار ترس مقامات امپراتوری عثمانی، حضرت بهاءالله و پیروانشان را به تبعیدی دیگر وادار کرد. حکم دولتی که مصمّم بود رشد سریع و تأثیر تعالیم جدید و مترقّی حضرت بهاءالله را خاموش و متوقّف نماید، این بار آن‌ها را به آدریانوپل (Adrianople) فرستاد که شهری ایالتی در اروپای تحت حکومت دولت عثمانی بود و در ترکیه امروزی با نام ادیرنه (Edirne) شناخته می‌شود.

این جابجائی در آن‌چنان هوای سردی اتّفاق افتاد که ایشان گه گاه در جادّه با جنازۀ مسافرانی روبرو می‌شدند که از سرما یخ زده‌ بودند. این‌بار، تبعید برای کلّ گروه سختی‌های زیادی به همراه داشت. وقتی به آدریانوپل رسیدند، خانۀ فقیرانه‌ای به آنان داده شد. تبعیدی‌ها لباس کافی، سرپناه و سایر وسائل مورد نیاز نداشتند وبنابراین بسیار رنج ‌بردند.

حضرت بهاءالله و همراهان ایشان، هیچ‌کدام متهم به ارتکاب جرمی نشده بودند، با این وجود، باعجله و شتاب به نقطه‌ای دور فرستاده شدند. در آن مرحله روشن شد که آن‌ها زندانیان دولت بودند.

حضرت بهاءالله از آدریانوپل پیغام قاطع سرزنش‌گرانه‌ای به سفیر ایران ارسال نمودند و او را به خاطر رفتار ناعادلانه‌اش نکوهش کرده و شجاعانه، پیروزی نهائی امر الهی را اظهار داشتند.

یک بار دیگر حضرت بهاءالله، پیروان و خانواده‌شان، خود را مطرود یافتند؛ این‌بار به اروپای تحت‌ حکومت عثمانی.

این اوّلین بار در تاریخ بود که مؤسّس یک دیانت جهانی بر قارّۀ اروپا قدم می‌گذاشت. حضرت موسی، حضرت مسیح و حضرت محمّد همۀ دوران حیات خود را خاورمیانه گذراندند، اگرچه ادیانی که تأسیس کردند، سرانجام تأثیر عمیقی بر غرب گذاشت.

حضرت بهاءالله پیش‌بینی فرمودند که در این عصر، الگویی مشابه ولی با مقیاسی وسیع‌تر، تکرار خواهد شد. حضرت مسیح بیان فرموده بودند:

«همچنانکه برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر می‌شود، ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد»  (انجیل متی، باب 24، آیه 27)

حضرت بهاءالله نیز ظاهراً همان کلمات را بازگو کرده‌اند. (ن.ک. مجموعه‏ای از الواح جمال اقدس ابهی که بعد از کتاب اقدس نازل شده، ص6)

در آدریانوپل حضرت بهاءالله خبر اظهار امر خود را به بابیان ایران ابلاغ فرمودند و آن‌ها از این اعلان با سرور استقبال کردند.

حضرت عبدالبهاء درباره ظهور حضرت بهاالله می‌فرمایند:

«…ملاحظه فرما که مطلع ظهور مجلّی طور در سجن مطمور، تحت سلاسل و قيود، امر عظيم بلند نمود و ياران قديم ارجمند کرد و عَلَم نور مبين بر‌افراخت و در شرق و غرب ولوله انداخت…» (حضرت عبدالبهاء، منتخیاتی از مکاتیب حضرت عبدالبهاء،جلد4، صص 75-74)

تقریباً همۀ بابیان در مدّت کوتاهی به حضرت بهاءالله روی آوردند، زیرا آنان از قبل ایشان را به عنوان رهبر امر تلقی می‌کردند. در واقع تعداد کمی شک داشتند که ایشان، همان موعود باشند و تعداد انگشت‌شماری، قبل از اظهار امر ایشان به‌طور آشکار، ایمان خود را ابراز کرده‌بودند. در مدّت اقامت کوتاه حضرت بهاءالله در آدریانوپل  بود که پیروانشان، بهائی (پیروان بهاء) شناخته شدند.

در آن زمان از پیدایش دیانت بابی تنها بیست سال گذشته بود. جامعۀ مؤمنین از بلایای ویران‌کننده‌ای از جمله شهادت حضرت باب، مرگ هزاران تن از پیروان ایشان، تبعید حضرت بهاءالله از سرزمین مادری و حال، تبعید ایشان به سرزمینی دورتر، یعنی آدریانوپل  جان سالم به در برده ‌بودند. با وجود همۀ این‌ها، مؤمنین وفادار و آزاردیده، روحیه و حسّ هدف‌مندی خود را پیوسته باز می‌یافتند.

از این نقطه به بعد، دیانت بهائی با وجود سختی‌های فزاینده، بحران‌ها و زندانی شدن‌ها، رشد کرد تا به جدیدترین دیانت بزرگ جهان تبدیل شد.

نظرها و دیدگاه های ارائه شده در این مقاله، مربوط به نویسنده است و لزوما منعکس کننده دیدگاه سایت BahaiTeachings.org یا هر موسسه بهائی دیگری نیست.
شاید این مقالات را نیز دوست داشته باشید 

٠ Comments

characters remaining