فکر می‌کنید، در درجۀ اول، یک فرد مادی هستید یا یک فرد روحانی؟

اگر شما بیشتر فردی مادی هستید، احتمالاً به دنیای بیرونی که با حواس درک می‌شود، تمایل و تمرکز بیشتری دارید؛ یعنی به غریزۀ طبیعی، محرک‌های انسانی و جهان فیزیکی که هر روز با آن روبرو می‌شوید، بیشتر توجه می‌کنید.

اگر شما بیشتر فردی روحانی هستید، احتمالاً به دنیای درونی تمرکز بیشتری دارید؛ یعنی به احساسات و عواطفتان، زندگی روحانی و واقعیت نهان اما قدرتمند روح انسان بیشتر توجه می‌کنید.

فیلسوفان، این دو مفهوم بنیادین را به عنوان متریالیسم (materialism) و ایدئالیسم (idealism)، نام‌گذاری کرده‌اند. متریالیسم (یا ماده‌گرایی که آن را physicalism نیز می‌نامند) معتقد است که واقعیت جهان هستی، ماده و فعل و انفعالات موجود بین مواد است. از سوی دیگر، ایدئالیسم (spiritualism یا اعتقاد به عالم روحانی)، می‌گوید که ذهن و روح، بنیان اساسی واقعیت این جهان است و در این باور، ماده، در درجۀ دوم و با اهمیت کم‌تر قرار می‌گیرد.

آموزه‌های بهایی نشان می‌دهد که باید بین این دو دیدگاه تعادل ایجاد کرد اما در عین حال به واقعیت روحانی به عنوان اساس حقیقت انسان تاکید دارد:

«انسان دو حقيقت دارد. حقيقت جسمانيّه و حقيقت معنويّه. حقيقت جسمانيّه فانی است؛ امّا حقيقت معنويّه باقی» (حضرت عبدالبهاء، خطابات حضرت عبدالبهاء، جلد 3، ص54)

حضرت عبدالبهاء در این مورد چنین فرمودند:

«از غرائب آنکه مادّيّون افتخار به اين می کنند و ميگويند آن چه که محسوس است مقبول است و اسير محسوساتند ابداً از عالم روحانی خبر ندارند از ملکوت الهی بی خبرند از فيوضات رحمانی بی‌خبرند. و اگر اين کمال است پس حيوان به اعظم درجهء کمال رسيده است ابداً از ملکوت و روحانيّات خبر ندارد منکر روحانيّات است…» (حضرت عبدالبها، خطابات حضرت عبدالبهاء، جلد 2 صص 140-139)

حضرت عبدالبهاء می‌فرمایند، کسانی که قلمرو فراتر از احساسات را رد می‌کنند و یا آن را نادیده می‌گیرند، در واقع مهمترین بخش وجود انسان را از دست می‌دهند:

«اگر ما بگوئيم که اسير محسوسات بودن کمال است پس اکمل ممکنات حيوان است زيرا ابداً احساسات روحانی ندارد ابداً از ملکوت الهی خبر ندارد» (همان ص 139)

بنابراین، حضرت عبدالبهاء توضیح می‎دهند که فرهنگ غرب، که فلسفۀ ماده‌گرایی از آنجا شکل گرفته است، باعث تشویق و تکثیر نیروی حیوانی می‌گردد. حضرت عبدالبهاء، با اشاره به سفر به شهر پاریس، فرمودند که «بسيار تعجب کردم ديدم پروفسورهای دانا همه مستغرق عالم طبيعت اند» (همان، ص 13). به همین ترتیب، حضرت عبدالبهاء، پس از بازدید از شهرهای ایالات متحده نیز فرمودند:

«ترقّيات مادّيه بسيار است ولی ترقّيات روحانيّه بکلّی عقب مانده در بحر طبيعت مستغرقند…» (همان ص 13)

در تمدن غرب برای چندین قرن، دیدگاه ماده‌گرایی دیدگاه غالب بوده است. آن دسته از ما که به جنبۀ روحانی یا عرفانی تمایل داریم و مشتاق به دانستن اسرار آسمانی هستیم، اغلب در چنین فرهنگی احساس تنهایی می‌کنیم.

«با وجود اين بعضی از پروفسور ها و فلاسفه می گويند که ما به نهايت درجه دانائی و فضل رسيده ايم ما تحصيل علوم و فنون کرده ايم ما به منتها درجه کمالات عالم انسانی رسيده ايم ما به حقيقت آن حقائق پی برده ايم ما به اسرار وجود پی برده ايم ما ماهيّت جميع اشياء کونيّه را فهميده ايم چيز دبگر غير از محسوس هيچ چيزی نيست همين محسوس حقيقت است و آنچه غير محسوس است مجاز است و وهم و لائق فکر و ذکر نه» (همان، ص 306)

حضرت عبدالبهاء عاقبت اجتناب ناپذیر چنین پروفسورها و فیلسوفان و دانشمندان را مشخص کرده و می‌فرمایند:

«اگر اين کمال است اين کمال را به اعظم درجه حيوان دارد زيرا حیوان از عالم الهی ماوراء الطّبيعه خبر ندارد پس حيوان فيلسوف اعظم است» (همان ص 142 )

نظرها و دیدگاه های ارائه شده در این مقاله، مربوط به نویسنده است و لزوما منعکس کننده دیدگاه سایت BahaiTeachings.org یا هر موسسه بهائی دیگری نیست.

٠ Comments

characters remaining