وقتی از خود می‌پرسیم که «چرا می‌میریم؟» احتمالا به طور خودکار خالق را در نظر می‌آوریم.

وقتی که در کلاس با شاگردانم، ویژگی‌ها و صفات پروردگار، مثل عشق، مهربانی، بخشندگی، دانایی، حکیم بودن و غیره را مرور کردیم، متوجه شدیم که هیچ چیزی برای نگرانی و ترس وجود ندارد. ما فهرست بسیار بلندی از صفات خدا تهیه کردیم، اما در آن فهرست مطلقا هیچ جایی برای بی‌خردی و دمدمی مزاجی و غیر قابل پیشبینی بودن وجود نداشت.

بعد از مدتی به شاگردانم گفتم دیگر کافی است. از آنجا که صفات خداوند بی نهایت است و وقت کلاس ما محدود، بیایید فرض کنیم که به طور تقریبی صفات خدا را شناخته ایم و می‌دانیم که او در هر شرایطی چگونه عمل می‌کند.

خانمی که در گفت‌وگو فعال بود، گفت: «خوب پس چرا باید از او بترسیم؟»

خانم مسن دیگری که تا کنون آرام بود، پاسخ داد: «ما نباید از او بترسیم». او که با لهجۀ غلیظ فارسی صحبت می‌کرد و به تازگی به آمریکا آمده بود، گفت: «درواقع ما از خودمان می‌ترسیم. از دور شدنمان از خدا می‌ترسیم. باور کنید که اینگونه است. من این را به چشم خود دیده‌ام»

کلاس ساکت شد. در نهایت احساس کردم که لازم است موضوع بحث در مورد خداوند را خاتمه دهم، اما قبل از این‌که بتوانم حرفی بزنم، خانمی با نگرانی گفت:«پس این نظریه که «کلّ شئ در قبضه قدرت الهی اسيرند» چه می‌شود؟»

«کلّ شئ در قبضه قدرت الهی اسيرند و در کلّ حين به آنچه اراده فرمايد، قادر و مقتدر است» (حضرت بهاءالله، مائده آسمانی، جلد7، ص19)

«آنچه کند او کند؛ ما چه توانیم کرد؟» (حضرت عبدالبهاء، منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد1، ص 48)

من پرسیدم: «شما به من بگویید، آیا این خدایی که او را توصیف کردیم، تا به حال کاری کرده است که به نفع بشریت نباشد و یا برای هر روحی مضر باشد؟»

«نه! قطعا نه»

«بنابراین نیازی نیست که از خداوندی که تا کنون به ما آسیبی نرسانده است بترسیم. خداوند آنچه که صلاح ما است و در نهایت موجب منفعت ما می‌شود را مقدر می‌کند»

او گفت: «بله»

«به این دلیل که خداوند هر آنچه را که از نظر منطقی بهترین است و در نهایت موجب تعلیم و آموزش و کمک به ما می‌شود را انجام می‌دهد»

آن خانم پاسخ داد: «او کامل است، این گونه نیست؟»

«حال بیایید به زندگی فردی خود برگردیم.  کسانی بودند که با خدمت و از خود گذشتگی زندگی کردند اما به هر دلیلی زمان صعود روح، ایمان خود را از دست دادند. پاسخ خداوند حکیم، دوست داشتنی و آمرزنده به چنین روحی، چگونه است؟ یا بیایید این سوال را شخصی تر کنیم. اگر شما برای یک روز خدا می‌شدید، با چنین  ارواحی چگونه رفتار می‌کردید؟»

خانم پاسخ داد: «من او را می‌بخشم. من باید آن روح را با عشق و بخشش شست‌وشو دهم. او زندگی خوبی داشت و به انسان‌ها خدمت کرده بود.» در لحن او مشخص بود که در نظر او، آنچه که او انجام می‌داد، نسبت به آنچه که فکر می‌کرد خداوند انجام می‌دهد، متفاوت بود.

«و تو فکر می‌کنی که خوبی خداوند از تو کمتر است؟» اول آن خانم با صدای بلند خندید، اما بعد به ادامۀ صحبت خود برگشت.

او ادامه داد: «پس آتش جهنم چه می‌شود؟ چرا خداوند باید آنها را به قعر آتش بی‌اندازد؟»

«صبر کن. مطلب دیگری را اضافه کردی. آثار الهی نمی‌گوید که خداوند باعث سقوط آنان می‌شود. بلکه شک و از دست دادن ایمان است که برای آنها این تنزل را به وجود می‌آورد. علاوه بر این، حضرت بهاالله در مورد جنبۀ نمادین مواردی چون «شیطان» و «آتش جهنم» چه می‌فرمایند؟»

فردی بهائی که قبلاً یهودی بود گفت: «خود فرد. نفس امّاره. شیطان نمادی از غرور و خودخواهی خود ما است و آتش جهنم، عذاب و درد روحی و عاطفی است که ما به دلیل دوری از خداوند احساس می‌کنیم.»

«یک نتیجه گیری دیگر نیز می‌توان کرد. توجه داشته باشید آثار الهی نمی‌گوید که چنین انسانی که زندگی خوبی داشته است، در آن شرایط بد باقی می‌ماند. اگر برای درک بهتر، خداوند را به چوپانی تشبیه کنیم، آیا وقتی یکی درون آتش می‌افتد، او آن پریشان را از آن موقعیت موقت بیرون نمی‌آورد؟»

این صحبت‌ها تاثیرات زیادی بر من و دوستم لیلَند (Leland) داشت. مثل همیشه سوالات پیچیده در کلاس، باعث می‌شود که معلم برای تنظیم پاسخ مناسب، بینش و روشنگری بیشتری به دست آورد. شاید یکی از مزایای مهم آموزش همین است که معلم همواره بیشتر از دانش‌آموزان چیزی یاد می‌گیرد. یا به بیان دیگر، وقتی که سعی می‌کنید چیزی را که فکر می‌کنید آن را می‌دانید بیان نمایید، آنگاه کشف می‌کنید که درک بهتر موضوع را آغاز کرده‌اید.

نظرها و دیدگاه های ارائه شده در این مقاله، مربوط به نویسنده است و لزوما منعکس کننده دیدگاه سایت BahaiTeachings.org یا هر موسسه بهائی دیگری نیست.

٠ Comments

characters remaining