«الیوم جز قوه کلیه کلمةالله که محیط بر حقایق اشیاست، عقول و افکار و قلوب و ارواح عالم انسانی را در ظل شجره واحده جمع نتواند؛ اوست نافذ در کل اشیاء و اوست محرک نفوس و اوست ضابط و رابط در عالم انسانی» (حضرت عبدالبهاء، من مکاتیب حضرت عبدالبهاء، شماره 1، ص 198)

متاسفانه ما انسانها همیشه از کلام الهی برای توافق و سازش استفاده نمی‌کنیم.

در عوض، انسان ها در طول تاریخ، کلام الهی را گرفته و آن را پیچ و تاب داده و به گونه‌ای تحریف کرده‌اند که اکنون می‌توانید از آن برای توجیه انواع نفرت‌ها و خشونت‌ها استفاده کنید. این الگوی ناکارآمد، از زمان های بسیار طولانی، افراد مذهبی و جوامع را آلوده کرده است و موجب بدنامی دین شده و درد و رنج بی‌پایان، ایجاد کرده است.

«انبيای الهی تأسيس دين حقيقی کردند و از اين تقاليد به کلّی بيزار. بلکه معرفت الهی انتشار دادند و دلائل عقليّه اظهار کردند. بنيان اخلاق انسانيّه نمودند و فضائل عالم انسانی را ترويج کردند و دلائل عقليّه نيز اظهار فرمودند. تأسيسات انبيا سبب حيات بشر بود؛ سبب نورانيّت عالم انسانی بود.

ولی نهايت اسف در اين است که به کلّی تغيير و تبديل يافت. آن حقائقی که انبيا به صدمات و بليّات عظيمه نشر دادند، به واسطهء تقاليد از ميان رفت. هر يک از انبيا فوق طاقت بشر صدمات کشيد؛ عذابها ديد؛ شهيد شد و بعضی سرگون گشتند تا آن اساس الهی را تأسيس نمودند. ولی مدتی نگذشت که آن اساس حقيقت از ميان رفت؛ تقاليد به ميان آمد و چون تقاليد مختلف بود، لهذا سبب اختلاف و نزاع بين بشر شد؛ جدال و قتال به ميان آمد.

و امّا انبيا به کلّی از آن تقاليد بي خبر بلکه بيزار. زيرا انبياء الهی مؤسّس حقيقت بودند. حال اگر ملل عالم ترک تقاليد کنند و تحرّی حقيقت نمايند، متّحد و متّفق شوند. و حقيقت يکی است تعدّد قبول نکند و حقيقت نورانيّت توحيد است؛ اساس وحدت عالم انسانی است؛ امّا تقاليد سبب تفريق بشر و مورث محاربه و جدال است. جميع اديان که ملاحظه مينمائيد اليوم منبعث از تقاليد آباء و اجداد است. شخصی که پدرش يهودی بود او هم يهودی است. اگر پدرش مسيحی بود او نيز مسيحی. آنکه پدرش بودائی بود او نيز بودائی و اگر پدرش زردشتی بود او نيز زردشتی. اين پسران جميعاً تقليد آباء ميکنند؛ ابداً تحرّی حقيقت نميکنند؛ درتحت تقاليد مانده اند. اين تقاليد سبب شده که به کلّی عالم انسانی مختل گرديده و تا اين تقاليد زائل نشود، اتّحاد و اتّفاق حاصل نگردد و تا اين تقاليد محو نشود، آسايش و راحت عالم انسانی جلوه ننمايد» (حضرت عبدالبهاء، خطابات حضرت عبدالبهاء، جلد2، صص74-73)

بهاییان معتقدند وظیفۀ ما به عنوان انسان در این عصر مدرن این است: «تحری حقیقت»؛ اگر ما می‌خواهیم درگیریهای مذهبی و جنگ ها را کاهش داده و در نهایت از بین ببریم، اگر می‌خواهیم بنیاد تروریسم را متوقف سازیم، اگر می‌خواهیم دنیایی بسازیم که برای شرافت و حرمت کلام الهی در هر دینی، ارزش قائل شود، ما باید آگاهی خود را نسبت به آن ادیان بالا ببریم. آموزه های بهایی به ما می‌گوید به جای اینکه کورکورانه و بدون تحقیق اعتقادات دینی را اظهار داریم، باید خود و جهان را آگاه کنیم تا هوشمندانه و مستقل، در مورد اینکه هر یک از ما واقعا به چه چیزی اعتقاد داریم، تصمیم بگیریم.

البته هیچ کسی، بدون اینکه اول خود را کاملا آگاه سازد، نمی‌تواند تصمیم آگاهانه بگیرد.

این یعنی، برای ایجاد تلاشی صادقانه جهت درک معانی درونی کلام الهی، لازم است خود کلام خدا را با همان شکل  اصلی آن بخوانیم تا از معنی تحت اللفظی فراتر رفته و عمق معانی را درک کنیم.

حضرت بهاالله، در کتاب اقدس، از ما خواسته اند: آیات خدا را در هر صبح و شب تلاوت کنیم. یعنی دو بار در روز، یا به بیان دیگر، با این کار می‌توانیم کتاب الهی را مطالعه کرده و در معانی آن تفکر کنیم. وقتی از ایشان راهنمایی خواستند، ایشان پاسخ دادند:

«سؤال از آيه مبارکه «اتلوا آيات اللّه فی کلّ صباح و مسآء». جواب : مقصود جميع ما نزل من ملکوت البيان است.  شرط اعظم ميل و محبّت نفوس مقدّسه است به تلاوت آيات.  اگر يک آيه و يا يک کلمه به روح و ريحان  تلاوت شود بهتر است از قرائت کتب متعدّده» (حضرت بهاءالله، کتاب اقدس، رساله سوال و جواب، ص 63)

خط اول، آنجا که فرموده اند: «جميع ما نزل من ملکوت البيان» به کلام خداوند در همۀ ادیان اشاره دارد. حضرت بهاالله، کتاب‌های مقدس ادیان مختلف را از یکدیگر جدا نمی‌بیند و آنها را تقسیم نمی‌کنند، بلکه همۀ آنها را متحد ساخته و منشا همۀ آنها را از یک منبع می‌داند. با توجه به دیانت بهایی، کتاب های آسمانی در رقابت با یکدیگر نیستند، بلکه آنها یکی هستند. سپس حضرت بهاالله به ما می‌فرمایند که چگونه کلام الهی را بخوانیم: با «میل و محبت» و «به روح و ريحان»؛ ایشان اینگونه نتیجه گیری نمودند که «اگر يک آيه و يا يک کلمه به روح و ريحان تلاوت شود، بهتر است از قرائت کتب متعدّده»

با در نظر گرفتن این موضوع، مطالعۀ کلام الهی، دیگر یک مشق شب طاقت‌فرسا نیست، بلکه به موضوعی مهیج، شاد، روشنگر و پر از کشف روحانی و لذت تبدیل می‌شود.

«قلب انسان جز بعبادت رحمن مطمئن نگردد و روح انسان جز بذکر يزدان مستبشر نشود . قوّت عبادت بمنزله جناح است روح انسانی را از حضيض ادنی بملکوت ابهی عروج دهد و کينونات بشريّه را صفا و لطافت بخشد و مقصود جز باين وسيله حاصل نشود» (حضرت عبدالبهاء، گلزار تعالیم بهائی، ص 180)

نظرها و دیدگاه های ارائه شده در این مقاله، مربوط به نویسنده است و لزوما منعکس کننده دیدگاه سایت BahaiTeachings.org یا هر موسسه بهائی دیگری نیست.

٢ Comments

characters remaining