امروز، عید رضوان بهاییان است.

بهاییان در سراسر دنیا هر سال روزهای  بین 21 آپریل تا 2 ماه می را به شادی جشن می‌گیرند. این جشن بزرگ، یکی از مقدس‌ترین و شادترین روزهای سال، برای بهاییان است.

عید رضوان، به مناسبت سالگرد اقامت حضرت بهاالله در باغ و اعلام ماموریت خود و آغاز رسمی دیانت بهایی است. این جریانات، در سال 1863، خارج از شهر بغداد و به مدت دوازده روز قبل از تبعید حضرت بهاالله به سمت استانبول (آن زمان قسطنطنیه نامیده می‌شد) اتفاق افتاد. ده سال قبل از آن، دولت ایران که آن زمان از گسترش سریع آموزه‌ها و تأثیر رو به فزونی آن تعالیم بر جامعه در هراس بود، حضرت بهاءالله را به بغداد تبعید کرد. در آپریل سال 1863، به دلیل ادامۀ گسترش سریع آموزه‌ها و احساس خطر روحانیون، دوباره با فشارهای دولتی، حضرت بهاءالله را به مکانی دورتر تبعید کردند.

«اين همج رعاع گمان نموده‌اند که به قتل و غارت و نفی احبای الهی از بلاد، توانند سراج قدرت ربانی را بيفسرند و شمس صمدانی را از نور باز دارند. غافل از اينکه جميع اين بلايا به منزله دهن است، برای اشتعال اين مصباح … چنانچه از هجرت اين مهاجران به اين سمت اشتهار و علوّ اين أمر جميع امکنه أرض را احاطه نموده. چنانچه أهل اين أطراف مطلع شده‌اند. و اين نصرت را سلطان أحديّه به يد خود اعلاء فرمود» (حضرت بهاءالله، مجموعه الواح مبارکه(چاپ مصر)، صص 371-370)

اقامت نمادین حضرت بهاالله در این باغ سرسبز، بعد از هفته‌ها غم و ناراحتی برای دوستان و پیروان و خانوادۀ ایشان، اتفاق افتاد. چرا که دولت بغداد دستور داده بود که حضرت بهاالله از بغداد اخراج شده و از دوستانشان برای همیشه دور شوند. به همین دلیل تعداد بسیار زیادی از دوست دارانشان با غم و سوگ و افسوس فراوان، اطراف خانۀ ایشان پراکنده شده بودند.

در میان این غم و اندوه، حضرت بهاءالله ماموریت خود را نسبت به آیین جدید، به دایرۀ گسترده‌ای از پیروان خود اعلام فرمودند. حضرت بهاالله، با اعلام این خبر عمیق، بحران و شکست ناشی از خبر تبعید را به پیروزی تبدیل کردند.

امروز، جامعۀ بهایی و دوستدارانشان، در سراسر جهان، آستانۀ تبعید حضرت بهاءالله از بغداد به استانبول را نه به عنوان زمان غم و اندوه، بلکه به عنوان یک عید شاد، جشن می‌گیرند. این روزها، نمایانگر آن است که حضرت بهاالله به عنوان مظهر ظهور الهی، قدرتی داشته‌اند که با وجود تبعیدهای مکرر توانستند از بدی، خوبی ایجاد کنند؛ از تاریکی روشنایی بیاورند و از شکست‌های ظاهری، پیروزی بسازند.

«در حينی که دومين تبعيد حضرت بهاءالله  آن وجود اقدس را به جانب خطرات عظيمه و مشكلات جديده سوق ميداد و حضرتش را از وطن اصلی مهد امر الله دورتر ميساخت و به سرزمينی که از حيث زبان و نژاد و سنن و آداب متفاوت بود گسيل ميداشت، … در چنين لحظهء حسّاس و خطير که ابواب اميد از هر جهت مسدود و عوامل و بواعث علی الظّاهر مفقود، آن مظهر کلّيّهء الهيّه و مطّلع حقيقت رحمانيّه موقع را برای اظهار امر خويش اختيار فرمود و بدون توجّه به مشاكل و موانع در بين سيل زائرين که به خيمهء مبارک وارد ميشدند، پرده از اسرار وجود برداشت و راز نهان را آشکار نمود و با قدرت و سطوت کامل و اقتدار بی پايان که حضرت باب برای موعود بيان پيش بينی فرموده بود، به اشدّ اشراق متجلّی و بر عرش ظهور مستوی گرديد» (حضرت شوقی ربانی، قرن بدیع، صص 311-310)

حضرت بهاالله، ماموریت خود را در باغ رضوان، در مقابل تعداد مومنانی که آنجا حضور داشتند، اعلام نمود. علاوه بر این، آن گردهم‌آیی در باغ بسیار باعث سرور و شادی شد. حتی کسانی که کاملا از موضوع اظهار امر غافل بودند نیزگفتند که شادی و شور و شوق غیر قابل توصیفی را احساس کرده بودند. همه ساله بهاییان در طول عید رضوان آن احساس شادی و سرور را باز می‌یابند.

همچنین دورۀ رضوان، زمانی است که بهاییان سراسر دنیا، نهادهای دموکراتیک را برای ادارۀ امور جامعه، انتخاب می‌کنند. بهاییان هیچ کشیش یا روحانی ندارند. بنابراین جامعۀ بهایی به صورت کاملاً دموکراتیک، نه نفر را به عنوان محفل انتخاب می‌کنند تا کنترل امور جامعه را به عهده بگیرند. هر سال انتخابات محفل محلی (در هر محلی که در آن بهاییان اقامت داشته باشند) و محافل روحانی ملی (در هر کشور)، در طول دوازده روز عید رضوان، انجام می‌شود. هر پنج سال نیز، در طول همین دوره، اعضای بیت‌العدل نیز توسط بهاییان، انتخاب می‌شوند.

بهاییان دور هم جمع می‌شوند؛ دعا میخوانند و بعد در سکوت، اعضای نهادهای روحانی را انتخاب می‌کنند تا آنان در سال آینده، با الهام و راهنمایی به جامعۀ بهایی کمک کنند. بهاییان با این انتخاب، تعلیم وحدت عالم انسانی را تأیید کرده و با بزرگداشت اظهار امر حضرت بهاءالله در باغ رضوان، به صورت نمادین عهد و پیمان خود را با حضرت بهاءالله تجدید کرده و ساختار جامعۀ جهانی زنده‌ای را که با نام حضرت بهاءالله شکل گرفته است، نشان می‌دهند.

نظرها و دیدگاه های ارائه شده در این مقاله، مربوط به نویسنده است و لزوما منعکس کننده دیدگاه سایت BahaiTeachings.org یا هر موسسه بهائی دیگری نیست.

٠ Comments

characters remaining