کمی بیش از یک قرن پیش حضرت عبدالبهاء در سفر‌های خود به اروپا و آمریکای شمالی، مکرّراً دربارۀ جامعه آینده‌ای که با عمل کردن به تعالیم حضرت بهاءالله به وجود می‌آید، صحبت می‌کردند. ایشان می‌فرمودند که تجارت، ساختار زیر‌بنایی، فن‌آوری و ثروت به‌تنهایی به شکوفا شدن تمدّن منجر نمی‌شوند. حضرت عبدالبهاء بر این موضوع کلیدی تأکید کردند که پیشرفت مادّی باید همراه با حیات درونی روح و کیفیّت معنوی روابط اجتماعی باشد:

«از برای انسان دو بال لازم است. يک بال قوّهء مادّيه و مدنيت جسمانيه است، يک بال قوّهء روحانيّه و مدنيت الهيّه است. به يک بال پرواز ممکن نيست. دو بال لازم است. هر قدر مدنيت جسمانيه ترقّی کند، بدون مدنيت روحانيّه بکمال نرسد.» (حضرت عبدالبهاء، خطابات حضرت عبدالبهاء، جلد2، ص 18)

اگرچه تمرکز بر حیات درونی طوری که به پیشرفت مادی ضرر برساند نیز همین قدر قابل تأسّف است، حضرت عبدالبهاء اغلب اهمّیّت بُعد روحانی زندگی را به مستمعین خود تأکید می‌کردند. ایشان بسیاری از سخنرانی‌ها دربارۀ این موضوع را در ثروتمندترین و پیشرفته‌ترین شهرها از نظر فن‌آوری در تاریخ بشر ایراد کردند. در قرن بعد، تقریباً هر کشوری روی کرۀ زمین مسیر پیشرفت اقتصادی‌ای را دنبال کرده است که قبلاً شهرهای غربی مانند لندن، پاریس، و نیویورک طی کرده‌اند. بنابراین تمرکز دقیق بر صنعتی شدن، فن‌آوری و مصرف انبوه به عنوان وسیله‌ای برای رفاه فردی و جمعی عمیقاً در هر گوشه‌ای از جامعه انسانی ریشه کرده است.

مفهومی که حضرت عبدالبهاء آن را توضیح داده‌اند، طرح کلّی ساده‌ای دارد. امّا به تفکّر بیشتری نیاز دارد تا بفهمیم چگونه بسیاری از چالش‌های زمانۀ ما را روشن می‌سازد و مسیری به سمت جامعه بهتر را به ما نشان می‌دهد. در این سری مقاله‌های کوتاه، پنج موضوع کلّی را انتخاب کرده‌ام که اهمّیّت دنبال کردن پیشرفت روحانی و مادی را هم‌زمان و هماهنگ با هم توضیح می‌دهد. من عمدتاً بر اصلاح دیدگاه جهانی در خصوص نفی عمومی بُعد روحانی تمرکز کرده‌ام، زیرا در دهه‌های اخیر جامعۀ جهانی عموماً در جهتی بسیار مادّی حرکت کرده‌است. با این وجود، در برخی جاها و زمینه‌ها، شاید مهم‌تر باشد که اصلاح از طریق تأکید کمتر بر علم و استفاده کمتر از وسائل مادی صورت گیرد. امروز اوّلین دلیل را با شما در میان می‌گذارم:

  1. ثروت مادّی می‌تواند مردم را کمتر و نه بیشتر، خوشحال کند، اگر مقدار کافی از آن را پیش از این در اختیار داشته باشند.

بیشتر مردم فکر می‌کنند که شادی نتیجۀ داشتن دارایی‌های مادّی است. اشتباه بودن این طرز تفکّر هنگامی به بهترین نحو آشکار می‌شود که ما متوجه شویم ثروتمندان نیز رنج واقعی را تجربه می‌کنند. در سال‌های اخیر بسیاری از محقّقان و مفسّران اجتماعی از اَفلوئِنزا (Affluenza) صحبت می‌کنند، موقعیّتی که ترکیبی از کلمات affluence به معنای ثروتمندی و influenza یا همان آنفلونزا است. اگرچه این موقعیّت از نظر جسمی یا روانی بیماری محسوب نمی‌شود، شامل مجموعه‌ای از مشکلات شخصی می‌شود که ناشی از سبک زندگی افراد بسیار ثروتمند است. این مقاله بعضی از تحقیقات علمی را که دربارۀ این موضوع انجام شده‌است، مرور می‌کند. اَفلوئِنزا می‌تواند احتمال افسردگی و اعتیاد، اضطراب دائمی دربارۀ وضعیّت و شهرت، و شکست عاطفی در مقابل سختی‌های مختصر را افزایش دهد. برای بسیاری، مالکیّت دائمی دارائی‌های جدید منبع شادی و لذّت است، ولی هرچه دارائی‌های فردی بیشتر باشد باید زمان بیشتری را صرف نظافت، نگهبانی، نگهداری، و پیداکردن مکانی برای ذخیره و انبار کردن نماید. همۀ این مسئولیّت‌های مادّی استرسی غیرضروری را به زندگی ثروتمندان وارد می‌کند.

تحقیقات نشان می‌دهد که ثروت مادّی از عوامل شاد بودن است، تا زمانی‌که مشکلات فردی مشخّصی را که با فقر در ارتباط است، مثل سوءتغذیه، بی‌خانمانی، فرسودگی جسمی، یا بیماری حل کند. ولی وقتی این مشکلات حل شوند، ثروت در شاد کردن افراد کمتر و کمتر نقش خواهد داشت. دلیل این امر برای افرادی که بنای زندگی خود را بر تعالیم روحانی گذاشته‌اند، به اندازۀ کافی روشن است. شادی یک موقعیّت درونی است. ما تا زمانی‌که به خانۀ روحانی خود نظم نبخشیم، نمی‌توانیم سرور یا رضایت زیادی را تجربه کنیم. پایه‌های روحانی و مادّی زندگی انسان هردو باید با قدرت دنبال شوند تا زندگی ما را بهتر سازند.

حضرت بهاالله که خودشان در فراوانی چشمگیری متولّد شدند، اغلب دربارۀ ارتباط بین ثروت و روحانیّت آثاری می‌نگاشتند. در این فقره از کلمات مبارکۀ مکنونه ایشان هشدار می‌دهند که ثروت می‌تواند فردی را از ارتباط با خداوند منع کند؛ ایشان درعین حال از کاستن موقعیّت روحانی آن فرد به میزان دارائی‌هایش اجتناب می‌کنند:

«ای مغروران به اموال فانیه؛ بدانيد که غنا سدّيست محکم ميان طالب و مطلوب و عاشق و معشوق. هرگز غنی بر مقرّ قرب وارد نشود و بمدينه رضا و تسليم در نيايد مگر قليلی. پس نيکوست حال آن غنی که غنا از ملکوت جاودانی منعش ننمايد و از دولت ابدی محرومش نگرداند. قسم باسم اعظم که نور آن غنی اهل آسمان را روشنی بخشد چنانچه شمس اهل زمين را» (حضرت بهاءالله، کلمات مکنونه، ص107)

سرور انسان نمی‌تواند تنها با استفاده از عومل اقتصادی سنجیده شود. یک رویکرد جامع‌تر به سرور، باید اقداماتی فرهنگی را ارج نهد که توانائی روح انسان را پرورش می‌دهد تا سرور و رضایت از آن ساطع شود.

نظرها و دیدگاه های ارائه شده در این مقاله، مربوط به نویسنده است و لزوما منعکس کننده دیدگاه سایت BahaiTeachings.org یا هر موسسه بهائی دیگری نیست.

٠ Comments

characters remaining