علم، دین جدید ما شده‌است. به آن اعتماد می‌کنیم، برآن تکیه می‌کنیم، بعضی اوقات حتّی آن را می‌ستاییم. پس بیایید حقایقی که تا کنون علم به ما داده‌است را مرور کنیم.

من در اینجا برای توجّه شما شش حقیقت علمی مهم و اساسی، که به خوبی تثبیت شده‌اند را لیست کرده‌ام. البتّه آنها نیز مثل همۀ علوم دیگر، دائماً در معرض تغییر هستند، ولی در درک کنونی ما از جهان دارای سابقۀ موفّقیّت‌آمیز هستند.

آیا این شما را تعجّب‌زده خواهد کرد اگر بفهمید آموزه‌های بهایی، که مدّت‌ها پیش از شناخته شدن هریک از این حقایق علمی ظاهر گشته، دقیقاً به همین نظریّه‌ها و مشاهدات اشاره می‌کند؟

من به عنوان یک دانشمند و یک بهایی، بدون شک هنگام مواجهه با آنها شگفت‌زده شدم و آنها را با کشف‌های اخیر خود در شاخۀ فیزیک نظری مرتبط کردم. ولی شما به کلام من بسنده نکنید – خودتان نگاهی بیندازید. علاوه‌ بر هریک از این حقایق فیزیک مدرن که عموماً پذیرفته شده‌اند، نقل‌قول‌های کوتاهی نیز دربارۀ این اصول اوّلیّه از آثار بهایی گنجانده‌ام:

  1. عدم وجود ایستایی مطلق. این نتیجه‌ای است که از اصل عدم قطعیّت هیزنبرگ (Heisenberg) به خوبی درک می‌شود: این حقیقت که به دست آمدن دمای صفر مطلق کلوین  (Kelvin)محال است. به عبارت دیگر، هیچ‌چیز ایستا باقی نمی‌ماند و همیشه حرکت همه‌چیز را تعریف می‌کند:

    «در کائنات توقف نيست. زيرا جميع کائنات حرکت جوهری دارند … حرکت از برای وجود لزوم ذاتيست. انفکاک ندارد. يا حرکت ذاتيه است يا حرکت کيفيه يا حرکت کميه يا حرکت روحيه يا حرکت جوهريه» (حضرت عبدالبهاء، خطابات حضرت عبدالبهاء، جلد1، ص 143)

  1. عدم وجود فضای تهی. نظریّۀ اخیر میدان کوانتومی تصریح می‌کند که هیچ فضای خالی وجود ندارد. دانشمندان حال می‌دانند که فضا واقعاً خالی نیست – میدانی در آن نهفته‌است که ذرّات مدام در حال وارد شدن و بیرون رفتن از آن هستند. درواقع، خلأ هرگز نمی‌تواند به انرژی صفر مطلق برسد، که این بدان معنا است که ممکن نیست هیچ فضای تهی ای وجود داشته باشد.

«جميع کائنات، وجودشان از ترکيب است و چون اين ترکيب تحليل شود، آن موت و انعدام است. امّا عناصر بسيطه باقی و بر قرار. ولی ترکيب متلاشی ميشود. پس معلوم و مسلّم شد ترکيب عناصر بسيطه سبب حيات است و تحليل آن انعدام و ممات. ولی از عناصر اصليّه باقی و بر قرار. چرا که بسيط است و شیء بسيط معدوم نميشود» (حضرت عبدالبهاء، خطابات حضرت عبدالبهاء، جلد3، ص 26)

«بايد ثابت کنيم که از برای وجود فنائی نيست. زيرا فنا عبارت از تفريق اجزاء مرکّبه است. مثلاً جميع اين کائناتی را که ميبينيم مرکّب از عناصرند. يعنی عناصر مفرده‌ای ترکيب يافته و صور نامتناهيه تشکيل شده و از هر ترکيبی کائنی پديد گشته. مثل اينکه از ترکيب عناصری اين گل پيدا شده. و امّا فنا عبارت از تحليل اين ترکيب است، نه انعدام عناصر مفرده و اجزاء اصليّه. زيرا آن عناصر باقی است و از ميان نميرود. پس ميگوئيم اين گل معدوم شد، يعنی آن ترکيب تحليل يافت؛ امّا آن عناصر اصليّه باقی است» (حضرت عبدالبهاء، مائده آسمانی، جلد5، صص 59-58)

  1. یک پیوستارغیر فیزیکی واسطۀ انتشار امواج الکترومغناطیسی می‌شود. دانشمندان این واقعیّت انتزاعی را میدان کوانتوم می‌خوانند، درحالی‌که آموزه‌های بهایی آن را اثیر، یا عنصر آسمانی می‌نامند:

    «حتّی مادّه اثيريّه که قوايش را در حکمت طبيعيّه حرارت و نور و کهربا و مغناطيس گويند، آن نيز حقيقت معقوله است نه محسوسه» (حضرت عبدالبهاء، مفاوضات، ص 64)

  1. این پیوستار هم منجر به مادّه و هم الکترومغناطیس می‌شود. حال دانشمندان درک می‌کنند که «اشیای جامد» که ما آنها را واقعی می‌دانیم و میدان‌های الکترومغناطیسی که می‌توانیم اندازه بگیریم، وجود حقیقی ندارند. آموزه های بهایی با این نظریّه موافقند:

    «مادّه و هيولای کاينات قوّه اثيريّه است و غير مشهود و به آثار مثبوت و آثار از جمله قوّه کهربائی و ضياء و حرارتست که امواج اوست و اين در حکمت طبيعيّه محقّق و مثبوت و مادّه اثيريّه نامند» (حضرت عبدالبهاء، مائده آسمانی، جلد2، ص69)

  1. جاذبه، شکل‌گیری ستارگان را هدایت می‌کند. حال ما درک می‌کنیم که نیروی جاذبه، که برای مدّتی طولانی آن را تنها، نیرویی برای جذب چیزها به سوی خود تلقّی می‌کردند، در حقیقت نقش اصلی در خلقت خود جهان را نیز بازی می‌کند:

   «اين اجسام عظيمه که در اين فضای نامتناهی است، اگر روابط جاذبه ميان آنها نبود، جميع ساقط می‌شدند. سبب بقاء اينها آن قوّه جاذبه است که روابط ضروريّهء اين اجسام عظيمه است» (حضرت عبدالبهاء، خطابات حضرت عبدالبهاء، جلد2، ص 256)

 

  1. جهان از یک وحدانیّت آغاز شد. اکنون بیشتر دانشمندان به دلیل پیش‌زمینۀ تابش و مایکروویو کیهانی در فضا و به دلیل این که جهان به گسترش خود ادامه می‌دهد، بر این باورند که زمانی یک وجود واحد – یک وحدانیّت – همۀ جرم، انرژی، زمان و فضا را تشکیل ‌داد. از آن وحدانیّت اوّلیّه، فشرده و به یک نقطه با چگالی بی‌نهایت، جهان ما به وجود آمد.

«در عالم ايجاد، جميع كائنات مستفيض از فيض وجود است و اين وجود، ما يتحقّق به الاشياست. نه دخولی و نه خروجی و نه حلولی و نه نزولی. مقدّس از قياس و تكيّف است و منزّه از تمثّل و تصوّر. آنچه هست اين است كه تحقّق اشيا به آن است» (حضرت عبدالبهاء، مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد2، ص140)

هم چنین می‌توانید رجوع کنید به مجموعه الواح بعد از کتاب اقدس، اشراقات، صفحه 57. این بیان از آثار بهایی به ظهور پیشین حضرت بهاءالله، یعنی حضرت باب که به حضرت نقطۀ اولی معروف هستند، اشاره می‌کند. همچنین من فکر می‌کنم این می‌تواند برای درک خلقت نیز مورد استفاده قرار گیرد، زیرا موضوع پدید آمدن خلقت از یک نقطه یا وحدانیّت در بسیاری از آثار حضرت بهاءالله جریان دارد.

البتّه این لیست بسیار جامع و کاملی نیست – ولی من این اصول علمی را که به خوبی تثبیت شده‌اند به عنوان واضح‌ترین آنها که ما امروزه می‌شناسیم، مشخّص کردم.

آیا همۀ این‌ها می‌تواند به این معنی باشد که دیانتی که در قرن 19 ظهور یافته – دیانت بهایی – می‌تواند دانش و دیدگاه منحصربه‌فردی، نه تنها در قلمرو روحانی، بلکه در قلمرو علمی نیز ارائه دهد؟ آیا  در آثار بهایی به این حقایق که با تلاش‌های علمی بسیار و زحمت زیاد به دست آمده‌اند، تلویحاً اشاره شده‌است؟

ما در مقالۀ بعدی این مجموعه، این سؤال شایان توجّه را با دقّت بیشتری بررسی می‌کنیم.

نظرها و دیدگاه های ارائه شده در این مقاله، مربوط به نویسنده است و لزوما منعکس کننده دیدگاه سایت BahaiTeachings.org یا هر موسسه بهائی دیگری نیست.
شاید این مقالات را نیز دوست داشته باشید 

٠ Comments

characters remaining